دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شیراز؛
کرونوفارماکولوژی؛ چرا زمان مصرف دارو میتواند بهاندازه انتخاب آن اهمیت داشته باشد؟
تصور کنید دو بیمار، دارویی یکسان را با دوز مشابه مصرف میکنند؛ با این تفاوت که یکی آن را صبح و دیگری شب دریافت میکند. آیا پیامد درمانی در هر دو بیمار الزاماً یکسان خواهد بود؟ پاسخ این است: نه همیشه. بدن انسان سیستم ثابت و یکنواخت نیست؛ بسیاری از فرایندهای فیزیولوژیک آن در طول شبانهروز و تحت تأثیر ساعت زیستی درونی تغییر میکنند. عملکرد اندامها، ترشح هورمونها و فعالیت برخی آنزیمهای دخیل در اثرگذاری داروها، همگی میتوانند از الگوهای زمانی پیروی کنند. مطالعه تأثیر این ریتمها بر پاسخ به داروها، موضوع دانشی به نام «کرونوفارماکولوژی» است؛ دانشی که نشان میدهد زمان مصرف دارو، در برخی شرایط، میتواند در کنار نوع و دوز آن بر اثربخشی و ایمنی درمان تأثیر بگذارد. 
ریشه این پدیده را باید در ریتمهای شبانهروزی بدن جستوجو کرد. ساعت مرکزی بدن عمدتاً در هسته فوقکیاسمایی هیپوتالاموس تنظیم میشود و با دریافت پیامهای محیطی، بهویژه چرخه روشنایی و تاریکی و خواب، فعالیت بسیاری از فرایندهای زیستی را هماهنگ میکند. فشارخون و ضربان قلب، دمای بدن، ترشح هورمونها، تولید اسید معده، جریان خون اندامها و عملکرد اندام ها در ساعات مختلف شبانهروز تغییر میکنند. در نتیجه، مراحل جذب، توزیع، متابولیسم و دفع دارو ممکن است متناسب با زمان مصرف متفاوت باشد. از سوی دیگر، حساسیت گیرندهها، شدت فرایند بیماری و پاسخ بافتها به دارو نیز ممکن است در طول شبانهروز تغییر کند.
نمونههای بالینی متعددی برای نشاندادن اهمیت زمان مصرف دارو وجود دارد. استاتینهای کوتاهاثر، مانند سیمواستاتین، معمولاً در ساعات عصر یا شب مصرف میشوند؛ زیرا بخش قابلتوجهی از ساخت درونزاد کلسترول در طول شب رخ میدهد. بااینحال، این توصیه الزاماً درباره استاتینهای طولانیاثر، مانند آتورواستاتین و روزوواستاتین، صدق نمیکند و این داروها را میتوان با انعطاف زمانی بیشتری مصرف کرد.
زمان مصرف داروهای کاهنده فشارخون نیز باید با توجه به ویژگیهای بیمار، الگوی شبانهروزی فشارخون، تحملپذیری دارو و خطر افت فشارخون تعیین شود. در برخی بیماران مبتلا به فشارخون کنترلنشده شبانه یا الگوی «عدم افت شبانه فشارخون»، انتقال یک یا چند دارو به ساعات شب ممکن است مفید باشد؛ اما تجویز شبانه برای همه بیماران توصیهای عمومی و یکسان نیست و بهتر است، در صورت امکان، بر اساس پایش ۲۴ ساعته فشارخون و ارزیابی فردی انجام شود. در نظر گرفتن این توصیه ها با توجه به طول اثرگذاری داروها، ممکن است متغیر باشد.
در درمان برخی بیماریهای دیگر نیز از اصول زماندرمانی استفاده میشود. برای مثال، زمان مصرف کورتیکواستروئیدها میتواند با ریتم طبیعی ترشح کورتیزول و الگوی زمانی علائم بیماری هماهنگ شود و توصیه می گردد این داروها صبح ها مصرف گردند. این یافتهها نشان میدهند دستورهایی مانند «هر هشت ساعت»، «صبح ناشتا» یا «شب هنگام» صرفاً توصیههایی برای ایجاد نظم در مصرف دارو نیستند. گاهی این زمانبندی برای حفظ غلظت درمانی دارو، افزایش جذب، کاهش تداخل با غذا یا سایر داروها، هماهنگی با ریتم زیستی و کاهش عوارض ناخواسته ضروری است.
البته اهمیت زمان مصرف برای همه داروها یکسان نیست و تغییر خودسرانه آن میتواند موجب کاهش اثربخشی یا افزایش خطر عوارض شود. در این میان، داروساز نقشی کلیدی دارد. این نقش فراتر از تحویل دارو است و بررسی بهترین زمان مصرف بر اساس ویژگیهای دارو، شکل دارویی، رژیم درمانی، بیماریهای همراه، سایر داروهای مصرفی و سبک زندگی بیمار را در بر میگیرد.
توصیه دقیق درباره زمان مصرف، جزئی فرعی از درمان نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد بخشی از فرایند بهینهسازی اثربخشی، ایمنی و پایبندی به درمان محسوب میشود. کرونوفارماکولوژی ما را به این واقعیت نزدیکتر میکند که درمان مطلوب تنها به انتخاب داروی مناسب و دوز صحیح محدود نیست؛ بلکه لازم است دارو، در زمان مناسب و متناسب با ویژگیهای هر بیمار مصرف شود. چنین رویکردی میتواند زمینهساز حرکت بهسوی دارودرمانی دقیقتر، ایمنتر و شخصیسازیشدهتر باشد.
دکتر امید مرادی متخصص داروسازی بالینی و عضو هیئت علمی گروه داروسازی بالینی
نظر دهید